141 episodes
- صائب تبریزی
سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را
کز کمان بال و پر پرواز باشد تیر را
دشمنِ خونخوار را کوته به احسان ساز، دست
هیچ زنجیری به از سیری نباشد شیر را
حسن را خطِ غبارش بینیاز از زلف کرد
احتیاجِ دام نبود خاکِ دامنگیر را
ریشهٔ نخلِ کهنسال از جوان افزونترست
بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را
عقلِ دوراندیش بر ما راهِ روزی بسته است
ورنه هر انگشت پستانی است طفلِ شیر را
بادپیمایی است عاجزنالی آهندِلان
نیست در دلها سرایت، نالهٔ زنجیر را
جوی شیر از قدرتِ فرهاد میبخشد خبر
میتوان در زخم دیدن جوهرِ شمشیر را
کشورِ دیوانگی امروز معمور از من است
من بپا دارم بنای خانهٔ زنجیر را
خنده کز دل نیست چون سوفار، نتواند گشود
عقدهٔ پیکانِ زهرآلود از دل تیر را
می رسد آزارِ بدگوهر به نزدیکان فزون
نوبرِ زخم از نیامِ خود بود شمشیر را
درگذر از چشمبوسیدن که شد دور از کمان
تیر تا بوسید چشم حلقهٔ زهگیر را
در حرم هر کس گناهی کرد، حَدَّش میزنند
نگذراند عشق از همصحبتان تقصیر را
عالَمی را کُشت و دست و تیغِ او رنگین نشد
تیزیِ شمشیر، پاک از خون کند شمشیر را
سالها شد با گرفتاری بهم پیچیدهایم
چون کند آبِ روان از خود جدا زنجیر را؟
عقل کامل میشود از گرم و سردِ روزگار
آب و آتش میکند صاحببرش شمشیر را
برنمیگردد براتِ قسمتِ حق، خون مخور
نیست ممکن بازگردیدن به پستان شیر را
نیست ممکن صائب از دل عقدهٔ غم واشود
ناخنی تا هست در کف پنجهٔ تدبیر را
لینک های پادکست
پادکست بوطیقا - قسمت سی و دوم
شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا
حمایت مالی از پادکست: حامی باش | دارمت
معرفی پادکست : یکی مثل تو
تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information. - مولانا
چون جانْ تو میسِتانی چون شِکَّر است مٌردن
با تو ز جانِ شیرین شیرینتر است مٌردن
بردار این طَبَق را زیرا خلیلِ حق را
باغ است و آبِ حیوان گَر آذر است مردن
این سَر نشانِ مُردن وآن سَر نشانِ زادن
زانسَر کَشی نمیرد، نی، زین مراست مردن
بُگذار جسم و جان شو, رَقصان بِدان جهان شو
مَگریز اگر چه حالی, شور و شَر است مردن
والله به ذاتِ پاکش, نُه چرخ گشت خاکش
با قندِ وَصل, همچون حلواگر است مردن
از جان چرا گریزیم؟ جان است جان سپردن
وز کان چرا گُریزیم کان زر است مردن
چون زین قَفس بِرَستی در گلشن است مَسکن
چون این صَدَف شکستی, چون گوهر است مردن
چون حق تو را بخواند, سوی خودت کشاند
چون جنت است رفتن, چون کوثر است مردن
مرگ آیِنهست و حسنت در آینه دَرآمَد
آیینه بَربگوید: خوش مَنظَر است مردن
گر مؤمنی و شیرین, هم مؤمن است مرگت
ور کافریّ و تلخی, هم کافر است مردن
گر یوسفیّ و خوبی، آیینهات چنان است
ور نی در آن نِمایش هم مُضطَر است مردن
خامش که خوشزبانی چون خضر جاودانی
کز آب زندگانی کور و کر است مردن
لینک های پادکست
پادکست بوطیقا - قسمت سی و دوم
شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا
حمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقا
معرفی پادکست : عشق داند
تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information. - سعدی
روزی که زیرِ خاک تنِ ما نهان شود
وانها که کردهایم یکایک عیان شود
یارب به فضلِ خویش ببخشای بنده را
آن دم که عازمِ سفرِ آن جهان شود
بیچاره آدمی که اگر خود هزار سال
مهلت بیابد از اجل و کامران شود؛
هم عاقبت چو نوبتِ رفتن بدو رسد
با صدهزار حسرت از اینجا روان شود
فریاد از آن زمان که تنِ نازنینِ ما
بر بسترِ هوان فِتد و ناتوان شود
اصحاب را ز واقعهٔ ما خبر کنند
هر دم کسی به رسمِ عیادت روان شود
و آن کس که مشفق است و دلش مهربانِ ماست
در جستنِ دوا به برِ این و آن شود
وانگه که چشم بر رخ ما افکند طبیب
در حال ما چو فکر کند، بدگمان شود
گوید «فلان شراب طلب کن که سود تست»
ما را بدان امید بسی در زیان شود؛
شاید که یک دو روزِ دگر مانده عمر ما
وآن یک دو روز بر سر سود و زیان شود
یاران و دوستان همه در فکر ِعاقبت
کاحوال بر چگونه و حال از چه سان شود؛
تا آنزمان که چهره بگردد ز حالِ خویش
و آن رنگِ ارغوانیِ ما زعفران شود
و آن رنج در وجود به نوعی اثر کند
کز لاغری بسان یکی ریسمان شود
در ورطهٔ هلاک فِتد کشتیِ وجود
نیز از عمل بماند و بیبادبان شود
آمد شدِ ملائکه در وقتِ قبض روح
چون بنگریم، دیدهٔ ما خونفَشان شود
آوازه در سرای در افتد که «خواجه مرد»
وز بمّ و زیر، خانه پر آه و فغان شود
از یک طرف غلام بگرید به های های
وز یک طرف کنیز به زاریکنان شود
دُر یتیمِ گوهرِ یکدانه را ز اشک
جَزْعِ دو دیده پر ز عَقیقِ یَمان شود
تابوت و پنبه و کفن آرند و مرده شوی
اورادِ ذاکران ز کران تا کران شود
آرند نعش تا به لبِ گور و هر که هست
بعد از نماز باز سرِ خانمان شود
هر کس رود به مصلحتِ خویش و جسمِ ما
محبوس و مستمند در آن خاکدان شود
پس مُنکَر و نَکیر بپرسند حال ما
وین جمله حُکمها ز پیِ امتحان شود
گر کردهایم خیر و نماز و خلافِ نفس
آن خاکدانِ تیره به ما گلْسِتان شود
ور جرم و معصیت بوَد و فسق کارِ ما
آتش در اوفتد به لَحَد هم دُخان شود
یک هفته یا دو هفته کم و بیش صبح و شام
با گریه، دوستْ همدم و همداستان شود
حلوا سه چار صَحن شبِ جمعه چند بار
بهرِ ریا به خانهٔ هر گورخوان شود
وان همسرِ عزیز که از عِدّه دست داشت
خواهد که باز بستهٔ عقدِ فُلان شود
میراثگیرِ کم خرد آید به جست و جوی
پس گفت و گوی بر سرِ باغ و دکان شود
نامی ز ما بمانَد و اجزای ما تمام
در زیرِ خاک با غم و حسرت نهان شود
و آنگه که چند سال برین حال بگذرد
آن نام نیز گم شود و بینشان شود
و آن صورتِ لطیف، شود جمله زیر خاک
و آن جسمِ زورمند کفیّ استخوان شود
از خاک گورخانهٔ ما خشتها پزند
و آن خاک و خشت دست کش گل گران شود
دورانِ روزگار به ما بگذرد بسی
گاهی شود بهار و دگرگه خزان شود
تا روزِ رستخیز که اصنافِ خلق را
تنها ز بهرِ عَرض قرینِ روان شود
حکمِ خدای عَزّ وَجَل کائنات را
در فصلِ هر فَصیله به کلّی روان شود
از گفتن و شنیدن و از کردههای بد
در مَوقِفِ محاسبه یک یک عیان شود
میزانِ عدل نصب کنند از برای خلق
یک سر سبک برآید و یک سر گران شود
هر کس نگه کند به بد و نیکِ خویشتن
آنجا یکی غمین و یکی شادمان شود
بندند باز بر سرِ دوزخ پلِ صراط
هر کس ازو گذشت، مُقیمِ جِنان شود؛
و آن کس که از صراط بلرزید پایِ او
در خواری و عذابِ ابد جاودان شود
اشرار را حرارتِ دوزخ کند قبول
و احرار را عنایتِ حق سایبان شود
بس رویِ همچو ماه ز خجلت شود سیاه
بس قدِّ همچو تیر ز هیبت کمان شود
بس شخص بینوا که وُرا از عُلُّوّ ِ قَدْرْ
عشرتسَرایِ جَنَّتِ اَعلیٰ مکان شود
بس پیرِ مستمند که در گلشنِ مراد
بوی بهشت بشنود و نوجوان شود
مسکینْ اسیرِنفس و هوا، کاندران مَقام
با صد هزار غصه قرین هَوان شود
برگی که از برای مطیعان کشد خدای
عاصی چگونه در خورِ آن برگخوان شود
خرّم دلی که در حرمآبادِ امن و عیش
حق را به خوانِ لطف و کرَم میهمان شود
این کار دولتست، نداند کسی یقین
سعدی! یقین به جَنَّت و خُلدَت چه سان شود
لینک های پادکست
پادکست بوطیقا - قسمت سی و دوم
شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا
حمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقا
معرفی پادکست : تاریخ از بیخ
تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information. - خاقانی
از گشت چرخ کار به سامان نیافتم
وز دور دهر عمر تن آسان نیافتم
زین روزگار بیبر و گردون کژ نهاد
یک رنج بازگوی که من آن نیافتم
نطقم از آن گسست که همدم ندیدهام
دردم از آن فزود که درمان نیافتم
از قبضهٔ کمان فلک بر دلم به قهر
تیری چنان گذشت که پیکان نیافتم
خوانی نهاد دهر به پیشم ز خوردنی
جز قرص آفتاب در آن خوان نیافتم
بر ابلق امید نشستم به جد و جهد
جولان نکرد بخت که میدان نیافتم
بر چرخ هفتمین شدم از نحس روزگار
یک همنشین سعد چو کیوان نیافتم
پشتم شکست چرخ که رویم نگه نداشت
آبم ببرد دهر کز او نان نیافتم
در مصر انتظار چو یوسف بماندهام
بسیار جهد کردم و کنعان نیافتم
گوئی سکندرم ز پی آب زندگی
عمرم گذشت و چشمهٔ حیوان نیافتم
ز افراسیاب دهر خراب است ملک دل
دردا که زور رستم دستان نیافتم
گویا ترم ز بلبل لیکن ز غم چو باز
خاموش از آن شدم که سخندان نیافتم
خاقانیا تو غم خور کز جور روزگار
یک رادمرد خوشدل و خندان نیافتم
داد سخن دهم که زمانه به رمز گفت
آن یافتم ز تو که ز حسان نیافتم
لینک های پادکست
پادکست بوطیقا - قسمت سی و یکم
شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا
حمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقا
معرفی پادکست : بازیتابه
تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information. - سعدی
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
به غنیمت شمر - ای دوست - دم عیسی صبح
تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم از اوست
نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل
آنچه در سر سویدای بنیآدم از اوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست
زخم خونینم اگر به نشود به باشد
خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم از اوست
پادشاهی و گدایی بر ما یکسان است
که بر این در همه را پشت عبادت خم از اوست
سعدیا گر بکند سیل فنا خانهٔ عمر
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست
لینک های پادکست
پادکست بوطیقا - قسمت سی و یکم
شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا
حمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقا
تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
More Arts podcasts
Trending Arts podcasts
About شعر کست | SherCast
پادکستی برای شنیدن اشعار خوب و درجه یک و معروفِ شعر و ادبیات فارسی(محتوای تکمیلی در بوطیقا) Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Podcast websiteListen to شعر کست | SherCast, The Book Club and many other podcasts from around the world with the radio.net app

Get the free radio.net app
- Stations and podcasts to bookmark
- Stream via Wi-Fi or Bluetooth
- Supports Carplay & Android Auto
- Many other app features
Get the free radio.net app
- Stations and podcasts to bookmark
- Stream via Wi-Fi or Bluetooth
- Supports Carplay & Android Auto
- Many other app features


شعر کست | SherCast
Scan code,
download the app,
start listening.
download the app,
start listening.
شعر کست | SherCast: Podcasts in Family


























